جوان آنلاین: کشف یک رگه بزرگ طلا در معدن شادان بار دیگر نگاهها را به ظرفیتهای معدنی کشورمان معطوف کرده است. ذخایر این معدن در شمار ذخایر بزرگ طلا قرار دارد و افکار عمومی همچنان در انتظار توضیحاتی روشن درباره میزان استحصال، فرایند استخراج، تولید سالانه و درآمدهای معادن طلای کشورمان است، چه آنکه فاصله میان ذخایر اعلامشده و حجم طلایی که نهایتاً وارد چرخه اقتصادی میشود، اکنون بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است.
معدن طلای شادان در جنوب خراسان جنوبی سالهاست در فهرست مناطقی قرار دارد که احتمال وجود ذخایر قابلتوجه در آن مطرح شده بود. دو سال قبل، مدیرکل صنعت، معدن و تجارت خراسان جنوبی گفته بود «معدن طلای شادان با ذخیره قطعی بیش از ۵۴میلیون تن کانسنگ طلا، سومین ذخیره کشور و بیشترین ذخیره کانسنگ طلا در میان معادن استان را به خود اختصاص داده است.» اکنون تصویب کمیسیون گواهی کشف وزارت صمت نشان میدهد ارزیابیها وارد مرحلهای قطعی شده است. بر پایه اطلاعات ارائهشده از سوی فارس، «ذخیره قطعی یک رگه طلا در منطقه شادان معادل ۶۱میلیون تن برآورد میشود. میزان کل ذخایر شامل ۹۵/۷ میلیون تن کانسنگ اکسیدی طلا و ۱/۵۳ میلیون تن کانسنگ سولفیدی طلا اعلام شده است.»
این حجم از ذخیره، شادان را کنار معدنهایی مانند زرشوران، موته، آقدره، ساریگونی، قلقله و زرمهر قرار میدهد و نقشه ذخایر طلای کشور را با دقت بیشتری ترسیم میکند. در سالهای گذشته اغلب گزارشها درباره معادن طلای کشور به چند نام محدود خلاصه میشد. آقدره در تکاب با فراز و فرودهای اجتماعی و اقتصادی شناخته شد. زرشوران بهعنوان بزرگترین معدن طلای غرب آسیا مطرح شد و از همان ابتدا انتظارات گستردهای درباره میزان تولید ایجاد کرد. موته در مرکز کشور سالهاست در حال فعالیت است و نام آن با نخستین پروژههای صنعتی استخراج طلا در ایران گره خورده است. در مناطق مرزی نیز ساریگونی، قلقله و زرمهر در کنار پروژههای کوچکتر، تصویر پراکندهای از ظرفیتهای طلا ارائه میدهند، با این همه مردم کمتر اطلاع دارند که مجموع استخراج واقعی کشور در سال به حدود ۱۰تن میرسد که با مقایسه با حجم ذخایر اعلامشده این تصور را ایجاد میکند که فاصله میان «داشتن ذخیره» و «استحصال اقتصادی» همچنان زیاد است.
افزایش ذخایر اعلامشده لزوماً به معنای افزایش سریع تولید نیست. استخراج طلا از کانسنگ اکسیدی روندی متفاوت از استخراج از کانسنگ سولفیدی دارد.
بخش اکسیدی معمولاً راحتتر و کمهزینهتر فرآوری میشود و بازدهی بیشتری دارد، اما ذخایر بزرگتر کشور عمدتاً سولفیدی هستند، یعنی نیازمند تجهیزات پیچیدهتر، کارخانههای فرآوری پیشرفتهتر و سرمایهگذاری قابلتوجه هستند. معدن شادان نیز از این قاعده مستثنی نیست و سهم اصلی ذخیره آن در بخش سولفیدی قرار دارد. در چنین وضعی انتظار افزایش تولید در کوتاهمدت منطقی نیست، زیرا عملیات استخراج در معدنهای سولفیدی، طراحی، تأمین مالی و اجرا نیازمند زمان است. مخاطب عام معمولاً از این پیچیدگیها بیخبر میماند. در ذهن بسیاری از مردم، خبر کشف یک رگه تازه طلا باید به سرعت با افزایش تولید و درآمد دولت همراه شود. تأخیر میان اعلام ذخیره و بهرهبرداری اقتصادی، فضایی برای شایعات یا سوءبرداشت ایجاد میکند. همین شکاف اطلاعاتی سبب شده است امروز، همزمان با اعلام خبر بزرگ شادان، برخی مردم این پرسش را مطرح کنند که چرا استخراج سالانه کشور تنها حدود ۱۰تن است و این رقم چه نسبتی با ذخایر چنددهمیلیونی دارد. پاسخ این پرسش را باید در ساختار صنعت معدنکاری و فرآوری طلا جستوجو کرد. بسیاری از معادن ایران وارد مرحله اکتشاف شدهاند، اما هنوز زیرساختهای کافی برای تبدیل ذخیره به محصول ندارند.
از سوی دیگر، سرمایهگذاری که میتواند سرعت توسعه این معادن را افزایش دهد، سالهاست به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی با محدودیت روبهرواست. در چنین محیطی شرکتها با اتکا بر منابع داخلی و ظرفیت محدود در تلاشند روشهای اقتصادی برای استخراج را پیش ببرند. در مواردی مانند زرشوران، مشکلات فنی و مدیریتی نیز بر روند تولید تأثیر گذاشته است. معدنهایی مانند قلقله و ساریگونی هم با اینکه ظرفیت بالایی دارند، نتوانستهاند آنگونه که در ابتدا پیشبینی میشد به تولید پایدار برسند. اهمیت کشف رگه تازه در شادان، بیشتر از آنکه در ارقام خام ذخیره باشد، در این نکته نهفته است که چنین کشفهایی میتوانند زمینهساز بازنگری در سیاستهای توسعه معدنی شوند. هرچه تعداد ذخایر بزرگتر افزایش یابد، توجیه اقتصادی برای ایجاد کارخانههای پیشرفته فرآوری بیشتر میشود. تجربه کشورهای فعال در تولید طلا نشان میدهد زمانی که ذخایر پراکنده در کنار یکدیگر قرار میگیرند و به ظرفیت واحدی تبدیل میشوند، جذب سرمایه و فناوری شتاب میگیرد. شادان اکنون در کنار زرمهر و چند محدوده امیدبخش دیگر در خراسان جنوبی قرار میگیرد و امکان شکلگیری یک قطب معدنی جدید را ایجاد میکند. با وجود این ظرفیتها، ظاهر ماجرا همیشه با واقعیت اقتصادی همراه نیست.
آنچه مردم مطالبه میکنند شفافیت درباره سرنوشت این ذخایر است؛ اینکه از هر معدن، سالانه چه مقدار استخراج میشود، چه سهمی وارد چرخه تولید شمش میشود، چه مقدار هزینه استخراج و فرآوری از درآمد نهایی میکاهد و چه اندازه از سود برای توسعه منطقهای یا بودجه عمومی کشور صرف میشود.